زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به شمعی کو صبا کرده به خلوت، خانه ای داری
۲
که از تنهایی ات غم نیست گر پروانه ای داری
۳
از این خلوت نشینی کم نگردد هستی حسنت
۴
که آن جا هم ز خون مجرمان پیمانه ای داری
۵
مرا این آتش از داغ جدایی بیشتر سوزد
۶
که می گویند جا در محفل بیگانه ای داری
۷
ز آسیب نظر گر می گریزی در دلم بنشین
۸
که آن گه خالی از نامحرمان کاشانه ای داری
۹
به شرط آن که ناید گردی از خاکسترش بیرون
۱۰
طلب کن جان من گر جان فشان پروانه ای دار
۱۱
نخواهی دید عرفی تا قیامت روی هشیاری
۱۲
که این مستی ز شوق نرگس مستانه ای داری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.