زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
َبه امید عذر خواهان ز نیاز عذر خواهی
۲
که مسوز بیش از اینم به گناه بی گناهی
۳
طلبد بهار بوست، ز نسیم صبحگاهی
۴
سر آفتاب جوید ز تو زیب کج کلاهی
۵
ز فروغ آفتابم نبود خبر که بی تو
۶
چو دو زلف توست یکسان، شب و روزم از سیاهی
۷
تو به سهو گاه گاهی نکهت فتاده بر من
۸
من ساده لوح با خود، گله سنج کم نگاهی
۹
مفروش ناز و عصمت، قدحی شراب در کش
۱۰
که بِهَشت شرم و عصمت ز غرور بی گناهی
۱۱
چه خوش است آن که بینم به جفا بهانهٔ خویش
۱۲
که گهی به یادش آرم به زبان عذر خواهی
۱۳
هم شب به بانگ بلبل، زده در چمن پیاله
۱۴
چو نسیم گل ز بستان، دم صبح گشته راهی
۱۵
به دل خراب عرفی، بفرست دردی از نو
۱۶
که شکست رنگ دردش به دعای مرغ و ماهی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.