غزل شمارهٔ ۵۷۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سبک بران چو از این بی قرار می گذری
۲
که گر عنان بکشی شرمسار می گذری
۳
به یاد نوش همه شعله های دوزخ عشق
۴
زبانه ایست که از یک شرار می گذری
۵
ز حال دل خبرم ده که داغتر شویم
۶
وگر نه کی تو ز کس شرمسار می گذری
۷
مرو به تاب که داری، گذر به خاطر من
۸
خدا گواست که بی اختیار می گذری
۹
چو راه عشق نبردی، به راه عقل باز بگرد
۱۰
که بر صحیفهٔ تقویم پار می گذری
۱۱
به سادگی تو رحم آیدم در این بازار
۱۲
که تنگدستی و امیدوار می گذری
۱۳
علامتی به از این نیست آشنایی
۱۴
که خشمگین و سراسیمه وار می گذری
۱۵
خبر ز همت خویشم کن آن زمان عرفی
۱۶
که از پیالهٔ من در خمار می گذری
