Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
اسدی توسی · گرشاسپ‌نامه

گردیدن گرشاسب و عجایب دیدن

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سپهبد چو از طنجه برگاشت باز
۲
بگشت اندر آن مرز شیب و فراز
۳
همی خواست تا یکسر آن بوم و بر
۴
ببیند که کم دید بار دگر
۵
چو یک هفته شد دید کوهی چو نیل
۶
بدو رودی از آب پهنا دو میل
۷
درختان رده کرده بر گرد رود
۸
تنه لعلگون شاخهاشان کبود
۹
بدان شاخ ها برگ ها سبز و تر
۱۰
نه آهن نه آتش بر او کارگر
۱۱
وزو هر که کندی به دندان برش
۱۲
نبردی دگر درد دندان سرش
۱۳
ز بهر شگفتی بزرگان و خُرد
۱۴
به نی ز آن فراوان بریدند و برد
۱۵
از آن پس بر سبزدشتی رسید
۱۶
همه کو کنار و گل و سبزه دید
۱۷
چنان بُد بزرگیّ هر کوکنار
۱۸
که پر گشتی از گوشه او کنار
۱۹
دگر دید مرغی به تن خوب رنگ
۲۰
بزرگیش هم برنهاد کلنگ
۲۱
یکی مرغ کوچکتر از فاخته
۲۲
همیشه پسش تاختن ساخته
۲۳
همه ساله بر طمع پیخال اوی
۲۴
بدی مانده در سایه بال اوی
۲۵
هر آن گه که پیخال بنداختی
۲۶
وی اندر هوا آن خورش ساختی
۲۷
سپهدار از اندیشه شد خیره سر
۲۸
همی گفت کاین بخش یزدان نگر
۲۹
بدین آن دهد کآید آن را برون
۳۰
درین بخش او راه داند که چون
۳۱
یکی گفت مرغی چو رنگی تذرو
۳۲
همانجاست در بیشه بید و غرو
۳۳
نداند ز بن برچدن دانه چیز
۳۴
که کورست وکور آید از خایه نیز
۳۵
همه روز نالان و جوشان بود
۳۶
به یک جای تا شب خروشان بود
۳۷
دگر مرغکی کوچک آید فراز
۳۸
دهدش آب و چینه به روز دراز
۳۹
چو از بس چنه پرشود ژاغرش
۴۰
گرد زورمندی تن لاغرش
۴۱
خروشنده از جای بجهد دژم
۴۲
مرین کوچکک را بدرّد ز هم
۴۳
برین بوم و بر هر کس از راستان
۴۴
زند بی وفا را از او داستان
۴۵
دهی دید جای دگر چون بهشت
۴۶
ز پیرامنش باغ و بسیار کشت
۴۷
برآورد بت خانه ای زو به ماه
۴۸
درش جزع رنگین سپید و سیاه
۴۹
زمینش به یکپاره از لاژورد
۵۰
همه بوم و دیوار مینای زرد
۵۱
درو شیری از سیم و تختی به زیر
۵۲
بتی کرده از زرّ بَرِ پشت شیر
۵۳
به دست آینه چون درفشنده مهر
۵۴
بدآن آینه درهمی دید چهر
۵۵
هرآن دردمندی که بودی تباه
۵۶
چو کردی بدآن آینه در نگاه
۵۷
چو چهرش ندیدی شدی زین سرای
۵۸
ورایدون که دیدی، شدی باز جای
۵۹
شب تیره بی آتش تابناک
۶۰
بُدی روشن آن خانه چون روز پاک
۶۱
بت آرای خیلی در آن انجمن
۶۲
که بودندی از پیش آن بت شمن
۶۳
جدا هر یکی هدیه ای کرده ساز
۶۴
ببردند پیش سپهبد فراز
۶۵
بپرسید از ایشان جهان پهلوان
۶۶
کزینسان دهی و آب هر سو دوان
۶۷
سرا و دز و کشتش ایدون بسی
۶۸
چرا جز شما نیست ایدر کسی
۶۹
دژم هر کسی گفت کز راه راست
۷۰
یکی بیشه نزدیک این مرز ماست
۷۱
ددی در وی از پیل مهتر به تن
۷۲
چو تند اژدها زهر پاش از دهن
۷۳
تن او یکی هشت پای و دو سر
۷۴
سرش از دو سو، پای زیر و زبر
۷۵
چو شد پای زیرینش از کار و ساز
۷۶
بگردد برآن پای کش از فراز
۷۷
همش چنگ شیرست و هم زور پیل
۷۸
بدرّد به آواز کوه از دو میل
۷۹
شگفتیست جویان خون آمده
۸۰
ز دریای خاور برون آمده
۸۱
به چنگ از کُه و بیشه شیر آورد
۸۲
به دَم کر کس از ابر زیر آورد
۸۳
کمینی نهد هر زمان از نهان
۸۴
برد هر که یابد ز ما ناگهان
۸۵
به راهش بویم از نهان دیده دار
۸۶
گریزیم چون او شود آشکار
۸۷
تهی شد ده از مردم و چارپای
۸۸
نماندست جز ما کس ایدر به جای
۸۹
همی شد نشاییم زن بوم و رست
۹۰
که این جای بُد زادن ما نخست
۹۱
برین بام بتخانه دلفروز
۹۲
نشسته بود دیده بانی به روز
۹۳
که تا چونش بیند زند نعره زود
۹۴
ز هامون گریزیم در ده چو دود
۹۵
سپهدار پذرفت کامروز من
۹۶
رهایی دهمتان از این اهرمن
۹۷
سپه برد تا نزد بیشه رسید
۹۸
بَر بیشه صفّ سپه برکشید
۹۹
چنان تنگ درهم یکی بیشه بود
۱۰۰
که رفتن درو کار اندیشه بود
۱۰۱
درختانش سر در کشیده به سر
۱۰۲
چو خطّ دبیران یک اندر دگر
۱۰۳
همه شاخ ها تا به چرخ کبود
۱۰۴
به هم برشده تنگ چون تار و پود
۱۰۵
تو گفتی سپاهیست در جنگ سخت
۱۰۶
وزو هست گردی دگر هر درخت
۱۰۷
کشان شاخ ها نیزه و گرز بار
۱۰۸
سپر برگ ها و سنان نوک خار
۱۰۹
ز بس برگ ریزش گه باد تیز
۱۱۰
گرفتی جهان هر زمان رستخیز
۱۱۱
نتابیدی اندر وی از چرخ هور
۱۱۲
ز تنگی بسودی درو پوست مور
۱۱۳
نی اش گفتی از برگ و خار از گره
۱۱۴
مگر تیغ این دارد و آن زره
۱۱۵
به پهلوی بیشه یکی آب کند
۱۱۶
برش خفته دد همچون کوهی بلند
۱۱۷
بپوشید خفتان کین پهلوان
۱۱۸
برافکند بر پیل برگستوان
۱۱۹
به صندوق در رفت با ساز جنگ
۱۲۰
همی راند تا نزد او رفت تنگ
۱۲۱
سوی روشن پاک برداشت دست
۱۲۲
از او خواست زور و به زانو نشست
۱۲۳
زه آورد بر چرخ پیکار بر
۱۲۴
ز دستش گره زد به سوفار بر
۱۲۵
یکی فیلکی سود سندان گذار
۱۲۶
بزد دوخت بر هم ز فرش استوار
۱۲۷
دد آن گه سر از جای بر کرد تیز
۱۲۸
به پیل اندر آمد به خشم و ستیز
۱۲۹
به چنگال بفکند خرطوم اوی
۱۳۰
به دندان بکندش سر از تن چو گوی
۱۳۱
زدش نیزه بر سینه گرد دلیر
۱۳۲
ز صندوق با گرز کین جست زیر
۱۳۳
چنان کوفت بر سرش کز زخم سخت
۱۳۴
در آن بیشه بی برگ و بر شد درخت
۱۳۵
همی چند زد بر سرش گرز جنگ
۱۳۶
تن پیل خست او به دندان و چنگ
۱۳۷
چنین تا همه ریخت مغز سرش
۱۳۸
به زهر و به خون غرقه گشته برش
۱۳۹
بمالید رخ پهلوان بر زمین
۱۴۰
گرفت آفرین بر جهان آفرین
۱۴۱
که کردش بر آن زشت پتیاره چیر
۱۴۲
که هم اژدها بود و هم پیل و شیر
۱۴۳
همان گه بیاکند چرمش به کاه
۱۴۴
برافکند بر پیل و برداشت راه
۱۴۵
به سوی بیابانی آمد شگفت
۱۴۶
شتابان بیابان به پی برگرفت
۱۴۷
به نزدیکی بادیه روز چند
۱۴۸
چو شد، دید در ره حصاری بلند
۱۴۹
هم سنگ دیوارِ برج و حصار
۱۵۰
ز گردش روان ریگ و جای استوار
۱۵۱
بر او نردبانی هم از خاره سنگ
۱۵۲
یکی راهش از پیش دشوار و تنگ
۱۵۳
از آهن دری بر سر نردبان
۱۵۴
بر او مردی از چوب چون دیده بان
۱۵۵
بر آیین تیرافکنانش نشست
۱۵۶
کمانی و تیری گرفته به دست
۱۵۷
بر آن پایه نردبان هر که پای
۱۵۸
نهادی، سبک مرد چوبین ز جای
۱۵۹
به تیرش فکندی هم اندر زمان
۱۶۰
شدی تیر او بازسوی کمان
۱۶۱
به درع و سپر چند کس رفت تفت
۱۶۲
همین بود و شد کشته هر کس که رفت
۱۶۳
جهان پهلوان خواست درع نبرد
۱۶۴
خدنگی بینداخت بر چشم مرد
۱۶۵
چنان زد که یک نیزه بفراختش
۱۶۶
ز بالا به ریگ اندر انداختش
۱۶۷
هم اندر پی آهنگ افراز کرد
۱۶۸
ز بر قفل بشکست و در باز کرد
۱۶۹
یکی شیر دید از پس دَر بپای
۱۷۰
ز روی و ز مس کرده جنبان زجای
۱۷۱
به کردار کوره پر آتش دهان
۱۷۲
دمادم درخش از دهانش جهان
۱۷۳
سپهبد ز فرازنگان باز جُست
۱۷۴
طلسمش که چون بود شاید درست
۱۷۵
یکی گفت هست آتش تیز تفت
۱۷۶
درین سنگ‌ کش‌زیرچاهست ونفت
۱۷۷
ز چشمه همی زاید آن نفت زیر
۱۷۸
وزاو گیرد آتش همی کام شیر
۱۷۹
همان جنبش مرد و تیر و کمان
۱۸۰
ازین آتش و نفت بُد بی گمان
۱۸۱
چنان ساخت فرزانه پیش بین
۱۸۲
که تا گیتیست این بود هم چنین
۱۸۳
به چاره شدند اندر آن جای تنگ
۱۸۴
همه بوم و دیوار بُد خاره سنگ
۱۸۵
ز مرمر برافراز بام و حصار
۱۸۶
یکی قبه جزعین ستونش چهار
۱۸۷
دراو تختی از زرّ و مردی دراز
۱۸۸
برآن تخت بُد مرده از دیرباز
۱۸۹
گرفته همه تنش در قیر و مشک
۱۹۰
گهر برش و از زیر کافور خشک
۱۹۱
به طمع آنکه رفتی برش ز آزمون
۱۹۲
زدی بانگ و بی هُش فتادی نگون
۱۹۳
چنان کرد فرزانه ز آن مرد یاد
۱۹۴
کز اختوخ پیغمبرش بد نژاد
۱۹۵
کجا نام اختوخ دانی همی
۱۹۶
دگر نامش ادریس خوانی همی
۱۹۷
دژم پهلوان با دلی پرشگفت
۱۹۸
تهی رفت از آن جا و ره برگرفت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.