نیما یوشیج · مجموعه اشعار

ای شب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هان ای شب شوم وحشت انگیز
۲
تا چند زنی به جانم آتش ؟
۳
یا چشم مرا ز جای برکن
۴
یا پرده ز روی خود فروکش
۵
یا بازگذار تا بمیرم
۶
کز دیدن روزگار سیرم
۷
دیری ست که در زمانه ی دون
۸
از دیده همیشه اشکبارم
۹
عمری به کدورت و الم رفت
۱۰
تا باقی عمر چون سپارم
۱۱
نه بخت بد مراست سامان
۱۲
و ای شب ،‌نه توراست هیچ پایان
۱۳
چندین چه کنی مرا ستیزه
۱۴
بس نیست مرا غم زمانه ؟
۱۵
دل می بری و قرار از من
۱۶
هر لحظه به یک ره و فسانه
۱۷
بس بس که شدی تو فتنه ای سخت
۱۸
سرمایه ی درد و دشمن بخت
۱۹
این قصه که می کنی تو با من
۲۰
زین خوبتر ایچ قصه ایچ نیست
۲۱
خوبست ولیک باید از درد
۲۲
نالان شد و زار زار بگریست
۲۳
بشکست دلم ز بی قراری
۲۴
کوتاه کن این فسانه ،‌باری
۲۵
آنجا که ز شاخ گل فروریخت
۲۶
آنجا که بکوفت باد بر در
۲۷
و آنجا که بریخت آب مواج
۲۸
تابید بر او مه منور
۲۹
ای تیره شب دراز دانی
۳۰
کانجا چه نهفته بد نهانی ؟
۳۱
بودست دلی ز درد خونین
۳۲
بودست رخی ز غم مکدر
۳۳
بودست بسی سر پر امید
۳۴
یاری که گرفته یار در بر
۳۵
کو آنهمه بانگ و ناله ی زار
۳۶
کو ناله ی عاشقان غمخوار ؟
۳۷
در سایه ی آن درخت ها چیست
۳۸
کز دیده ی عالمی نهان است ؟
۳۹
عجز بشر است این فجایع
۴۰
یا آنکه حقیقت جهان است ؟
۴۱
در سیر تو طاقتم بفرسود
۴۲
زین منظره چیست عاقبت سود ؟
۴۳
تو چیستی ای شب غم انگیز
۴۴
در جست و جوی چه کاری آخر ؟
۴۵
بس وقت گذشت و تو همانطور
۴۶
استاده به شکل خوف آور
۴۷
تاریخچه ی گذشتگانی
۴۸
یا رازگشای مردگانی؟
۴۹
تو اینه دار روزگاری
۵۰
یا در ره عشق پرده داری ؟
۵۱
یا شدمن جان من شدستی ؟
۵۲
ای شب بنه این شگفتکاری
۵۳
بگذار مرا به حالت خویش
۵۴
با جان فسرده و دل ریش
۵۵
بگذار فرو بگیرد دم خواب
۵۶
کز هر طرفی همی وزد باد
۵۷
وقتی ست خوش و زمانه خاموش
۵۸
مرغ سحری کشید فریاد
۵۹
شد محو یکان یکان ستاره
۶۰
تا چند کنم به تو نظاره ؟
۶۱
بگذار بخواب اندر ایم
۶۲
کز شومی گردش زمانه
۶۳
یکدم کمتر به یاد آرم
۶۴
و آزاد شوم ز هر فسانه
۶۵
بگذار که چشم ها ببندد
۶۶
کمتر به من این جهان بخندد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.