بز ملاحسن
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بز ملا حسن مسئله گو
۲
چو به ده از رمه می کردی رو
۳
داشت همواره به همره پس افت
۴
تا سوی خانه ، ز بزها ، دو سه جفت
۵
بز همسایه ،بز مردم ده
۶
همه پر شیر و همه نافع و مفت
۷
شاد ملا پی دوشیدنشان
۸
جستی از جای و به تحسین می گفت
۹
مرحبا بز بزک زیرک من
۱۰
که کند سود من افزون به نهفت
۱۱
روزی آمد ز قصا بز گم شد
۱۲
بز ملا به سوی مردم شد
۱۳
جست ملا ، کسل و سرگردان
۱۴
همه ده ، خانه ی این خانه ی آن
۱۵
زیر هر چاله و هر دهلیزی
۱۶
کنج هر بیشه ،به هر کوهستان
۱۷
دید هر چیز و بز خویش ندید
۱۸
سخت آشفت و به خود عهد کنان
۱۹
گفت : اگر یافتم این بد گوهر
۲۰
کنمش خُرد سراسر استخوان
۲۱
ناگهان دید فراز کمری
۲۲
بز خود را از پی بوته چری
۲۳
رفت و بستش به رسن ،زد به عصا
۲۴
بی مروت بز بی شرم و حیا
۲۵
این همه آب و علف دادن من
۲۶
عاقبت از توام این بود جزا
۲۷
که خورد شیر تو را مردم ده ؟
۲۸
بزک افتاد و بر او داد ندا
۲۹
شیر صد روز بزان دگر
۳۰
شیر یک روز مرا نیست بها ؟
۳۱
یا مخور حق کسی کز تو جداست
۳۲
یا بخور با دگران آنچه تراست