شب پره ی ساحل نزدیک
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چوک و چوک!... گم کرده راهش در شب تاریک
۲
شب پره ی ساحل نزدیک
۳
دم به دم می کوبدم بر پشت شیشه.
۵
شب پره ی ساحل نزدیک!
۶
در تلاش تو چه مقصودی است؟
۷
از اطاق من چه می خواهی؟
۹
شب پره ی ساحل نزدیک با من (روی حرفش گنگ) می گوید:
۱۰
چه فراوان روشنایی در اطاق توست!
۱۱
باز کن در بر من
۱۲
خستگی آورده شب در من.
۱۳
به خیالش شب پره ی ساحل نزدیک
۱۴
هر تنی را می تواند برد هر راهی
۱۵
راه سوی عافیتگاهی
۱۶
وز پس هر روشنی ره بر مفری هست.
۱۸
چوک و چوک!... در این دل شب کازو این رنج می زاید
۱۹
پس چرا هر کس به راه من نمی آید...؟