هست شب
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هست شب یک شبِ دم کرده و خاک
۲
رنگِ رخ باخته است.
۳
باد، نو باوه ی ابر، از بر کوه
۴
سوی من تاخته است.
۵
*
۶
هست شب، همچو ورم کرده تنی گرم در استاده هوا،
۷
هم ازین روست نمی بیند اگر گمشده ای راهش را.
۸
*
۹
با تنش گرم، بیابان دراز
۱۰
مرده را ماند در گورش تنگ
۱۱
به دل سوخته ی من ماند
۱۲
به تنم خسته که می سوزد از هیبت تب!
۱۳
هست شب. آری، شب.