رنجِ دیگر
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خنجرِ این بد، به قلبِ من نزدی زخم
۲
گر همه از خوب هیچ با دلِتان بود،
۳
دستِ نوازش به خونِ من نشدی رنگ
۴
ناخنِتان گر نبود دشمنیآلود.
۵
ورنه چرا بوسه خون چکانَدَم از لب
۶
ورنه چرا خنده اشک ریزَدَم از چشم
۷
ورنه چرا پاکچشمه آب دهد زهر
۸
ورنه چرا مِهربوته غنچه دهد خشم؟
۹
من چه بگویم به مردمان، چو بپرسند
۱۰
قصهی این زخمِ دیرپای پُراز درد؟
۱۱
لابد باید که هیچ گویم، ورنه
۱۲
هرگز دیگر به عشق تن ندهد مرد!
۱۳
۱۳۳۴
۱۵
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو