احمد شاملو · باغ آینه

اتفاق

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مردی ز بادِ حادثه بنشست
۲
مردی چو برقِ حادثه برخاست
۳
آن، ننگ را گُزید و سپر ساخت
۴
وین، نام را، بدونِ سپر خواست.
۵
ابری رسید پیچان‌پیچان
۶
چون خِنگِ یالش آتش، بردشت.
۷
برقی جهید و موکبِ باران
۸
از دشتِ تشنه، تازان بگذشت.
۹
آن پوک‌تپه، نالان‌نالان
۱۰
لرزید و پاگشاد و فروریخت
۱۱
و آن شوخ‌بوته، پُرتپش از شوق،
۱۲
پیچید و با بهار درآمیخت.
۱۳
پرچینِ یاوه‌مانده شکوفید
۱۴
و آن طبلِ پُرغریو فروکاست.
۱۵
مردی ز بادِ حادثه بنشست
۱۶
مردی چو برقِ حادثه برخاست
۱۷
۱۳۳۸
۱۹
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.