احمد شاملو · باغ آینه

برف

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
برفِ نو، برفِ نو، سلام، سلام!
۲
بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام.
۳
پاکی آوردی ــ ای امیدِ سپید! ــ
۴
همه آلودگی‌ست این ایام.
۵
راهِ شومی‌ست می‌زند مطرب
۶
تلخ‌واری‌ست می‌چکد در جام
۷
اشک‌واری‌ست می‌کُشد لبخند
۸
ننگ‌واری‌ست می‌تراشد نام
۹
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
۱۰
نقشِ همرنگ می‌زند رسام.
۱۱
مرغِ شادی به دامگاه آمد
۱۲
به زمانی که برگسیخته دام!
۱۳
ره به هموارْجای دشت افتاد
۱۴
ای دریغا که بر نیاید گام!
۱۵
تشنه آنجا به خاکِ مرگ نشست
۱۶
کآتش از آب می‌کند پیغام!
۱۷
کامِ ما حاصلِ آن زمان آمد
۱۸
که طمع بر گرفته‌ایم از کام...
۱۹
خام سوزیم، الغرض، بدرود!
۲۰
تو فرود آی، برفِ تازه، سلام!
۲۱
1337
۲۳
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.