احمد شاملو · باغ آینه

غروبِ «سيارود»

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
می‌چکد سمفونیِ شب
۲
آرام
۳
روی دلتنگیِ خاموشِ غروب.
۵
مغرب
۶
از آتشِ افسرده‌ی روز
۷
بی‌صدا می‌سوزد.
۹
می‌برد نغمه‌ی دلتنگی را
۱۰
بادِ جنوب
۱۱
تا کند زمزمه بر بامِ هوا.
۱۲
نیست حرفی به لبانش
۱۳
لیکن
۱۴
مانده با خامُشی‌اش مطلب‌ها.
۱۶
می‌پرد موج‌زنان بازمی‌آید به فرود
۱۷
همچون آن سایه‌ی لغزانِ شب‌کور،
۱۸
هی‌هیِ چوپان
۱۹
از دور.
۲۱
می‌خزد مار
۲۲
چون آن جاده‌ی پیچانِ چون مار.
۲۳
در سراشیبیِ غوغاگرِ رود.
۲۵
□
۲۷
بی‌که از خیمه‌ی رازش به‌درآید
۲۸
وه که می‌خواند
۲۹
جنگل
۳۰
چه به‌شور!
۳۲
۱۳۳۸
۳۴
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.