احمد شاملو · باغ آینه

در دوردست...

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در دوردست، آتشی اما نه دودناک
۲
در ساحلِ شکفته‌ی دریای سردِ شب
۳
پُرشعله می‌فروزد.
۵
آیا چه اتفاق؟
۶
کاخی‌ست سربلند که می‌سوزد؟
۷
یا خرمنی ــ که مانده ز کینه
۸
در آتشِ نفاق ــ؟
۱۰
□
۱۲
هیچ اتفاق نیست!
۱۴
در دوردست، آتشی اما نه دودناک
۱۵
در ساحلِ شکفته‌ی شب شعله می‌زند؛
۱۶
وین‌جا، کنارِ ما، شبِ هول است
۱۷
در کامِ خویش گرم
۱۸
وز قصه باخبر.
۱۹
او را لجاجتی‌ست که، با هرچه پیشِ دست،
۲۰
روی سیاه را
۲۱
سازد سیاه‌تر.
۲۳
□
۲۵
آری! در این کنار
۲۶
هیچ اتفاق نیست:
۲۸
در دوردست آتشی اما نه دودناک،
۲۹
وین‌جای دودی از اثرِ یک چراغ نیست!
۳۱
۱۳۳۸
۳۳
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.