احمد شاملو · باغ آینه

شبانه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به محمود کیانوش
۲
شب تار
۳
شب بیدار
۴
شب سرشار است.
۵
زیباتر شبی برای مردن.
۷
آسمان را بگو از الماسِ ستارگانش خنجری به من دهد.
۹
□
۱۱
شب
۱۲
سراسرِ شب
۱۳
یکسر
۱۴
از حماسه‌ی دریای بهانه‌جو بی‌خواب مانده است.
۱۶
دریای خالی
۱۷
دریای بی‌نوا...
۱۹
□
۲۱
جنگلِ سالخورده به‌سنگینی نفسی کشید و جنبشی کرد
۲۲
و مرغی که از کرانه‌ی ماسه‌پوشیده پَرکشیده‌بود
۲۳
غریوکشان
۲۴
به تالابِ تیره‌گون
۲۵
درنشست.
۲۷
تالابِ تاریک
۲۸
سبک از خواب برآمد
۲۹
و با لالای بی‌سکونِ دریای بیهوده
۳۰
باز
۳۱
به خوابی بی‌رؤیا
۳۲
فروشد...
۳۴
□
۳۶
جنگل با ناله و حماسه بیگانه است
۳۷
و زخمِ تبر را با لعابِ سبزِ خزه
۳۸
فرومی‌پوشد.
۴۰
حماسه‌ی دریا
۴۱
از وحشتِ سکون و سکوت است.
۴۳
□
۴۵
شب تار است
۴۶
شب بیمار است
۴۷
از غریوِ دریای وحشت‌زده بیدار است
۴۸
شب از سایه‌ها و غریوِ دریا سرشار است
۵۰
زیباتر شبی برای دوست‌داشتن.
۵۲
با چشمانِ تو مرا به الماسِ ستاره‌ها نیازی نیست.
۵۳
با آسمان
۵۴
بگو.
۵۵
۱۳۳۷/۴/۱۷
۵۷
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.