احمد شاملو · شکفتن در مه

فصلِ دیگر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بی‌آنکه دیده بیند،
۲
در باغ
۳
احساس می‌توان کرد
۴
در طرحِ پیچ‌پیچِ مخالف‌سرای باد
۵
یأسِ موقرانه‌ی برگی که
۶
بی‌شتاب
۷
بر خاک می‌نشیند.
۹
□
۱۱
بر شیشه‌های پنجره
۱۲
آشوبِ شبنم است.
۱۳
ره بر نگاه نیست
۱۴
تا با درون درآیی و در خویش بنگری.
۱۶
با آفتاب و آتش
۱۷
دیگر
۱۸
گرمی و نور نیست،
۱۹
تا هیمه‌خاکِ سرد بکاوی
۲۰
در
۲۱
رؤیای اخگری.
۲۳
□
۲۵
این
۲۶
فصلِ دیگری‌ست
۲۷
که سرمایش
۲۸
از درون
۲۹
درکِ صریحِ زیبایی را
۳۰
پیچیده می‌کند.
۳۲
یادش به خیر پاییز
۳۳
با آن
۳۴
توفانِ رنگ و رنگ
۳۵
که برپا
۳۶
در دیده می‌کند!
۳۸
□
۴۰
هم برقرارِ منقلِ اَرزیزِ آفتاب،
۴۱
خاموش نیست کوره
۴۲
چو دی‌سال:
۴۴
خاموش
۴۵
خود
۴۶
منم!
۴۸
مطلب از این قرار است:
۴۹
چیزی فسرده است و نمی‌سوزد
۵۰
امسال
۵۱
در سینه
۵۲
در تنم!
۵۴
۱۳۴۹
۵۶
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.