احمد شاملو · دشنه در دیس

هنوز در فکر آن کلاغم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
برای اسماعیل خویی
۳
هنوز
۴
در فکرِ آن کلاغم در دره‌های یوش:
۶
با قیچی سیاهش
۷
بر زردی‌ِ برشته‌ی گندمزار
۸
با خِش‌خِشی مضاعف
۹
از آسمانِ کاغذی مات
۱۰
قوسی بُرید کج،
۱۱
و رو به کوهِ نزدیک
۱۲
با غار غارِ خشکِ گلویش
۱۳
چیزی گفت
۱۴
که کوه‌ها
۱۵
بی‌حوصله
۱۶
در زِلِّ آفتاب
۱۷
تا دیرگاهی آن را
۱۸
با حیرت
۱۹
در کَلّه‌های سنگی‌شان
۲۰
تکرار می‌کردند.
۲۲
□
۲۴
گاهی سوآل می‌کنم از خود که
۲۵
یک کلاغ
۲۶
با آن حضورِ قاطعِ بی‌تخفیف
۲۷
وقتی
۲۸
صلاتِ ظهر
۲۹
با رنگِ سوگوارِ مُصرّش
۳۰
بر زردیِ برشته‌ی گندمزاری بال می‌کشد
۳۱
تا از فرازِ چند سپیدار بگذرد،
۳۲
با آن خروش و خشم
۳۳
چه دارد بگوید
۳۴
با کوه‌های پیر
۳۵
کاین عابدانِ خسته‌ی خواب‌آلود
۳۶
در نیمروزِ تابستانی
۳۷
تا دیرگاهی آن را با هم
۳۸
تکرار کنند؟
۴۰
شهریورِ ۱۳۵۴
۴۲
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.