ترجمانِ فاجعه
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گفتارِ فیلمی در بابِ نقاشیهای سالهای دههی ۶۰ علیرضا اسپهبد
۳
صحنه چه میتواند گفت
۴
به هنگامی که از بازیگر و بازی
۵
تهی است؟
۷
اینجا مطلقِ زیبایی به کار نیست
۸
که کاغذِ دیوارپوش نیز
۹
میباید
۱۰
زیبا باشد.
۱۲
در غیابِ انسان
۱۳
جهان را هویتی نیست،
۱۵
در غیابِ تاریخ
۱۶
هنر
۱۷
عشوهی بیعار و دردیست،
۱۹
دهانِ بسته
۲۰
وحشتِ فریبکار از لُو رفتن است،
۲۱
دستِ بسته
۲۲
بازداشتنِ آدمیست از اعجازش،
۲۴
خونِ ریخته
۲۵
حُرمتی به مزبله افکنده است
۲۶
مابهاِزای سیرخواری شکمبارهیی.
۲۸
هنر شهادتیست از سرِ صدق:
۲۹
نوری که فاجعه را ترجمه میکند
۳۰
تا آدمی
۳۱
حشمتِ موهونش را بازشناسد.
۳۳
نور
۳۴
شبکور...
۳۵
نور
۳۶
شبکور...
۳۷
نور
۳۸
شبکور...
۳۹
نور
۴۰
شبکور...
۴۲
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو