احمد شاملو · مدایح بی‌صله

شبِ غوک

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خِش‌خشِ بی خا و شینِ برگ از نسیم
۲
در زمینه و
۳
وِرِّ بی واو و رای غوکی بی‌جفت
۴
از برکه‌ی همسایه ــ
۶
چه شبی چه شبی!
۷
شرمساری را به آفتابِ پرده‌دَر واگذار
۸
که هنوز از ظلماتِ خجلت‌پوش
۹
نفسی باقی‌ست.
۱۰
دیوِ عربده در خواب است،
۱۱
حالی سکوت را بنگر.
۱۳
آه
۱۴
چه زلالی!
۱۵
چه فرصتی!
۱۶
چه شبی!
۱۸
۲۶ تیرِ ۱۳۶۶
۲۰
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.