احمد شاملو · در آستانه

ببر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن دَلاّدَلِّ حیات
۲
که استتارِ مراقبتش
۳
در زخمِ خاک
۴
سراسر
۵
نفسی فروخورده را مانَد.
۷
سایه و زرد
۸
مرگِ خاموش را مانَد،
۹
مرگِ خفته را و قیلوله‌ی خوف را.
۱۰
هر کَشاله‌اش کِیفی بی‌قرار است
۱۱
نهان
۱۲
در اعصابِ گرسنگی،
۱۳
سایه‌ی بهمنی
۱۴
به خویش اندر چپیده به هیأتِ اعماق.
۱۶
هر سکون‌اش
۱۷
لحظه‌ی مقدرِ چنگالِ نامنتظر،
۱۸
جلگه‌ی برف‌پوش
۱۹
سراسر
۲۰
اعلامِ حضورِ پنهانش:
۲۱
به خون درغلتیدنِ خفتگانِ بی‌خبری
۲۲
در گُرده‌گاهِ تاریخ.
۲۴
□
۲۶
ای به خوابِ خرگوران فروشده
۲۷
به نوازشِ دستانِ شرورِ یکی بدنهاد!
۲۸
ای زنجیرِ خواب گسسته به آوازِ پای رهگذری خوش‌سگال!
۳۰
۱۷ آذرِ ۱۳۷۵
۳۲
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.