احمد شاملو · در آستانه

طرح‌های زمستانی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
۱
۲
چرکمرد‌گیِ‌ پُرجوش و جنجالِ کلاغان و
۳
سپیدی‌ِ درازگوی برف...
۶
ته‌سُفره‌ی تکانیده به مرزِ کَرت
۷
تنها حادثه است.
۹
مردِ پُشتِ دریچه‌ی زردتاب
۱۰
به خورجینِ کنارِ در می‌نگرد.
۱۲
جهان
۱۳
اندوه‌گن
۱۴
رها شده با خویش.
۱۵
و در آن سوی نهالستانِ عریان
۱۶
هیچ چیز از واقعه سخنی نمی‌گوید.
۱۸
۲۱ بهمنِ ۱۳۷۵
۲۱
۲
۲۳
آسمان
۲۴
بی‌گذر از شفق
۲۵
به تاریکی درنشست.
۲۷
دودِ رقیق
۲۸
از در و درزِ بام
۲۹
بوی تپاله می‌پراکَنَد.
۳۱
کنارِ چراغِ کلبه
۳۲
نقلی ناشنیده می‌گوید بوته‌ی زرد و سُرخِ سَربند
۳۳
و در تَویله‌ی تاریک
۳۴
هنوز از گُرده‌ی یابوی خسته
۳۵
بخار بر می‌خیزد.
۳۷
۳۱ بهمنِ ۱۳۷۵
۳۹
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.