احمد شاملو · حدیث بی‌قراری ماهان

نخستين از غلظه‌ی پنيرک...

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نخستین
۲
از غلظه‌ی پنیرک و مامازی سر برآورد.
۴
(نخستین خورشید...
۵
بی‌خبر...)
۷
و دومین
۸
از جیفه‌زارِ مداهنت سر برکرد.
۱۰
(دیگر روز...
۱۱
از جیفه‌زارِ مداهنت...
۱۲
خورشیدِ روزِ دیگر...)
۱۴
سومین
۱۵
اندوهِ انتظار را بود از اندوهِ انتظار بی‌خبر.
۱۷
و چارمین
۱۸
حیرتِ بی‌حاصلی را بود
۱۹
از حیرتِ بی‌حاصلی
۲۰
بهره سوته‌تر.
۲۲
پنجمین
۲۳
آهِ سیاهی را مانستی
۲۴
یکی آهِ سیاه را.
۲۶
آنگاه
۲۷
خورشیدِ ششم
۲۸
ملالِ مکرر شد:
۲۹
آونگِ یکی ماهِ ناتمام
۳۰
به بدل چینیِ کاسه‌ی آسمانی شکسته درآویخته.
۳۲
و آنگاه
۳۳
خورشیدِ هفتمین در اشکی بی‌قرار غوطه خورد:
۳۴
اشکی بی‌قرار،
۳۵
بدری سیاقلم
۳۶
جویده‌جویده ریخته‌واریخته.
۳۸
□
۴۰
و بیهوده
۴۱
ما
۴۲
هنوز
۴۳
انتظاری بی‌تاب می‌بردیم:
۴۵
ما
۴۶
هنوز
۴۷
هشتمین خورشید را چشم همی‌داشتیم:
۴۸
(شاید را و مگر را
۴۹
بر دروازه‌ی طلوع) ــ
۵۰
که خورشیدِ نخستین
۵۱
هم به تکرار سر برآورد
۵۲
تا عرصه کند
۵۳
آسمانِ پیرزاد را
۵۴
به بازی‌بازی
۵۵
در غلظه‌ی بوناکِ پنیرک و مامازی.
۵۷
۲۴ فروردینِ ۱۳۷۸
۵۹
© www.shamlou.org سایت رسمی احمد شاملو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.