و شکستم، و دویدم، و فتادم
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
درها به طنین های تو وا کردم.
۲
هر تکه نگاهم را جایی افکندم، پر کردم هستی ز نگاه .
۳
بر لب مردابی ، پاره لبخند تو بر روی لجن دیدم، رفتم به نماز.
۴
در بن خاری ، یاد تو پنهان بود، برچیدم، پاشیدم به جهان.
۵
بر سیم درختان زدم آهنگ ز خود روییدن، و به خود گستردن.
۶
و شیاریدم شب یکدست نیایش، افشاندم دانه راز.
۷
و شکستم آویز فریب.
۸
و دویدم تا هیچ . و دویدم تا چهره مرگ ، تا هسته هوش.
۹
و فتادم بر صخره درد. از شبنم دیدار تو تر شد انگشتم، لرزیدم.
۱۰
وزشی می رفت از دامنه ای ، گامی همره او رفتم.
۱۱
ته تاریکی ، تکه خورشیدی دیدم، خوردم، و ز خود رفتم، و رها بودم.