آن برتر
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به کنار تپه شب رسید.
۲
با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست.
۳
دستم را در تاریکی اندوهی بالا بردم
۴
و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم،
۵
شهاب نگاهش مرده بود.
۶
غبار کاروان ها را نشان دادم
۷
و تابش بیراهه ها
۸
و بیکران ریگستان سکوت را،
۹
و او
۱۰
پیکره اش خاموشی بود.
۱۱
لالایی اندوهی بر ما وزید.
۱۲
تراوش سیاه نگاهش با زمزمه سبز علف ها آمیخت.
۱۳
و ناگاه
۱۴
از آتش لب هایش جرقه لبخندی پرید.
۱۵
در ته چشمانش ، تپه شب فرو ریخت .
۱۶
و من،
۱۷
در شکوه تماشا، فراموشی صدا بودم.