سهراب سپهری · آوار آفتاب

نیایش

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نور را پیمودیم ، دشت طلا را در نوشتیم.
۲
افسانه را چیدیم ، و پلاسیده فکندیم.
۳
کنار شنزار ، آفتابی سایه وار ، ما را نواخت. درنگی کردیم.
۴
بر لب رود پهناور رمز رویاها را سر بریدیم .
۵
ابری رسید ، و ما دیده فرو بستیم.
۶
ظلمت شکافت ، زهره را دیدیم ، و به ستیغ بر آمدیم.
۷
آذرخشی فرود آمد ، و ما را در ستایش فرو دید.
۸
لرزان ، گریستیم. خندان ، گریستیم.
۹
رگباری فرو کوفت : از در همدلی بودیم.
۱۰
سیاهی رفت ، سر به آبی آسمان ستودیم ، در خور آسمانها شدیم.
۱۱
سایه را به دره رها کردیم. لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم .
۱۲
سکوت ما به هم پیوست ، و ما ما شدیم .
۱۳
تنهایی ما در دشت طلا دامن کشید.
۱۴
آفتاب از چهره ما ترسید .
۱۵
دریافتیم ، و خنده زدیم.
۱۶
نهفتیم و سوختیم.
۱۷
هر چه بهم تر ، تنها تر.،
۱۸
از ستیغ جدا شدیم:
۱۹
من به خاک آمدم،و بنده شدم .
۲۰
تو بالا رفتی، و خدا شدی .

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.