نشانی
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار.
۲
آسمان مکثی کرد.
۳
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید
۴
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
۵
نرسیده به درخت،
۶
کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است
۷
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
۸
میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در میآرد،
۹
پس به سمت گل تنهایی میپیچی،
۱۰
دو قدم مانده به گل،
۱۱
پای فواره جاوید اساطیر زمین میمانی
۱۲
و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد.
۱۳
در صمیمیت سیال فضا، خشخشی میشنوی:
۱۴
کودکی میبینی
۱۵
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور
۱۶
و از او میپرسی
۱۷
خانه دوست کجاست.