سهراب سپهری · حجم سبز

غربت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ماه بالای سر آبادی است ،
۲
اهل آبادی در خواب.
۳
روی این مهتابی ، خشت غربت را می بویم.
۴
باغ همسایه چراغش روشن،
۵
من چراغم خاموش ،
۶
ماه تابیده به بشقاب خیار ، به لب کوزه آب.
۷
غوک ها می خوانند.
۸
مرغ حق هم گاهی.
۹
کوه نزدیک من است : پشت افراها ، سنجدها.
۱۰
و بیابان پیداست.
۱۱
سنگ ها پیدا نیست، گلچه ها پیدا نیست.
۱۲
سایه هایی از دور ، مثل تنهایی آب ، مثل آواز خدا پیداست.
۱۳
نیمه شب با ید باشد.
۱۴
دب آکبر آن است : دو وجب بالاتر از بام.
۱۵
آسمان آبی نیست ، روز آبی بود.
۱۶
یاد من باشد فردا ، بروم باغ حسن گوجه و قیسی بخرم.
۱۷
یاد من باشد فردا لب سلخ ، طرحی از بزها بردارم،
۱۸
طرحی از جاروها ، سایه هاشان در آب.
۱۹
یاد من باشد ، هر چه پروانه که می افتد در آب ، زود از آب در آرم.
۲۰
یاد من باشد کاری نکنم ، که به قانون زمین بر بخورد .
۲۱
یاد من باشد فردا لب جوی ، حوله ام را هم با چوبه بشویم.
۲۲
یاد من باشد تنها هستم.
۲۳
ماه بالای سر تنهایی است.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.