سهراب سپهری · مرگ رنگ

دود میخیزد

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دود می خیزد ز خلوتگاه من.
۲
کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟
۳
با درون سوخته دارم سخن.
۴
کی به پایان می رسد افسانه ام ؟
۵
دست از دامان شب برداشتم
۶
تا بیاویزم به گیسوی سحر.
۷
خویش را از ساحل افکندم در آب،
۸
لیک از ژرفای دریا بی خبر.
۹
بر تن دیوارها طرح شکست.
۱۰
کس دگر رنگی در این سامان ندید.
۱۱
چشم میدوزد خیال روز و شب
۱۲
از درون دل به تصویر امید.
۱۳
تا بدین منزل نهادم پای را
۱۴
از درای کاروان بگسسته ام.
۱۵
گرچه می سوزم از این آتش به جان ،
۱۶
لیک بر این سوختن دل بسته ام.
۱۷
تیرگی پا می کشد از بام ها :
۱۸
صبح می خندد به راه شهر من.
۱۹
دود می خیزد هنوز از خلوتم.
۲۰
با درون سوخته دارم سخن.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.