سهراب سپهری · مرگ رنگ

رو به غروب

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ریخته سرخ غروب
۲
جابجا بر سر سنگ.
۳
کوه خاموش است.
۴
می خروشد رود.
۵
مانده در دامن دشت
۶
خرمنی رنگ کبود.
۷
سایه آمیخته با سایه.
۸
سنگ با سنگ گرفته پیوند.
۹
روز فرسوده به ره می گذرد.
۱۰
جلوه گر آمده در چشمانش
۱۱
نقش اندوه پی یک لبخند.
۱۲
جغد بر کنگره ها می خواند.
۱۳
لاشخورها، سنگین،
۱۴
از هوا، تک تک ، آیند فرود:
۱۵
لاشه ای مانده به دشت
۱۶
کنده منقار ز جا چشمانش،
۱۷
زیر پیشانی او
۱۸
مانده دو گود کبود.
۱۹
تیرگی می آید.
۲۰
دشت می گیرد آرام.
۲۱
قصه رنگی روز
۲۲
می رود رو به تمام.
۲۳
شاخه ها پژمرده است.
۲۴
سنگ ها افسرده است.
۲۵
رود می نالد.
۲۶
جغد می خواند.
۲۷
غم بیاویخته با رنگ غروب.
۲۸
می تراود ز لبم قصه سرد:
۲۹
دلم افسرده در این تنگ غروب.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.