سهراب سپهری · مرگ رنگ

سرود زهر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
می مکم پستان شب را
۲
وز پی رنگی به افسون تن نیالوده
۳
چشم پر خاکسترش را با نگاه خویش می کاوم.
۴
از پی نابودی ام ، دیری است
۵
زهر میریزد به رگ های خود این جادوی بی آزرم
۶
تا کند آلوده با آن شیر
۷
پس برای آن که رد فکر او را گم کند فکرم،
۸
می کند رفتار با من نرم.
۹
لیک چه غافل!
۱۰
نقشه های او چه بی حاصل!
۱۱
نبض من هر لحظه می خندد به پندارش.
۱۲
او نمی داند که روییده است
۱۳
هستی پر بار من در منجلاب زهر
۱۴
و نمی داند که من در زهر می شویم
۱۵
پیکر هر گریه، هر خنده،
۱۶
در نم زهر است کرم فکرمن زنده،
۱۷
در زمین زهر می روید گیاه تلخ شعر من.

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.