غزل ۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا کند سرشار شهدی خوش هزاران بیشهٔ کندوی یادش را
۲
میمکید از هر گلی نوشی
۳
بی خیال از آشیان سبز، یا گلخانهٔ رنگین
۴
کآن ره آورد بهاران است، وین پاییز را آیین
۵
میپرید از باغ آغوشی به آغوشی
۶
آه، بینم پر طلا زنبور مست کوچکم اینک
۷
پیش این گلبوته ی زیبای داوودی
۸
کندویش را در فراموشی تکانده ست، آه میبینم
۹
یاد دیگر نیست با او، شوق دیگر نیستش در دل
۱۰
پیش این گلبوته ی ساحل
۱۱
برگکی مغرور و باد آورده را ماند
۱۲
مات مانده در درون بیشهٔ انبوه
۱۳
بیشهٔ انبوه خاموشی
۱۴
پرسد از خود کاین چه حیرت بار افسونی ست؟
۱۵
و چه جادویی فراموشی؟
۱۶
پرسد از خود آنکه هر جا میمکید از هر گلی نوشی