مهدی اخوان ثالث · آخر شاهنامه

خزانی

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پاییز جان! چه شوم، چه وحشتناک
۲
آنک، بر آن چنار جوان، آنک
۳
خالی فتاده لانهٔ آن لک لک
۴
او رفت و رفت غلغل غلیانش
۵
پوشیده، پاک، پیکر عریانش
۶
سر زی سپهر کردن غمگینش
۷
تن با وقار شستن شیرینش
۸
پاییز جان! چه شوم، چه وحشتناک
۹
رفتند مرغکان طلایی بال
۱۰
از سردی و سکوت سیه خستند
۱۱
وز بید و کاج و سرو نظر بستند
۱۲
رفتند سوی نخل، سوی گرمی
۱۳
و آن نغمه‌های پاک و بلورین رفت
۱۴
پاییز جان! چه شوم، چه وحشتناک
۱۵
اینک، بر این کنارهٔ دشت، اینک
۱۶
این کوره راه ساکت بی رهرو
۱۷
آنک، بر آن کمرکش کوه، آنک
۱۸
آن کوچه باغ خلوت و خاموشت
۱۹
از یاد روزگار فراموشت
۲۰
پاییز جان! چه سرد،‌ چه درد آلود
۲۱
چون من تو نیز تنها ماندستی
۲۲
ای فصل فصل‌های نگارینم
۲۳
سرد سکوت خود را بسراییم
۲۴
پاییزم! ای قناری غمگینم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.