مهدی اخوان ثالث · دوزخ اما سرد

پارینه

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون سبویی ست پر از خون، دل بی کینهٔ من
۲
این که قندیل غم آویخته در سینهٔ من
۳
ندهد طفل ِ مرا شادی و غم راحت و رنج
۴
پر تفاوت نکند شنبه و آدینهٔ من
۵
زندگی نامدم این مغلطهٔ مرگ و دم، آه
۶
آب از جوی ِ سرابم دهد، آیینهٔ من
۷
کهکشان‌ها همه با آتش و خون، فرش شود
۸
سر کشد یک دم اگر دود ِ دل از سینهٔ من
۹
پر شد از قهقه دیوانگیش چاه ِ شغاد
۱۰
شکر ِ کاووس شه این است ز تهمینهٔ من
۱۱
با می ِ ناب ِ مغان، در خم ِ خیام، امید!
۱۲
خیز و جمشید شو از جام سفالینه ی من
۱۳
شعر قرآن و اوستاست، کزین سان دم ِ نزع
۱۴
خانه روشن کند از سوز من و سینهٔ من
۱۵
سال دیگر که جهان تیره شد از مسخ ِ فرنگ
۱۶
یاد کن ز آتش ِ روشنگر ِ پارینهٔ من

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.