مهدی اخوان ثالث · دوزخ اما سرد

مردُم! ای مردُم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مردم! ای مردم
۲
من همیشه یادمست این، یادتان باشد
۳
نیم شب‌ها و سحرها، این خروس پیر
۴
می‌خروشد، با خراش سینه می‌خواند
۵
گوش‌ها گر با خروش و هوش با فریادتان باشد
۶
مردم! ای مردم
۷
من همیشه یادمست این، یادتان باشد
۸
و شنیدم دوش، هنگام سحر می‌خواند
۹
باز
۱۰
این چنین با عالم خاموش فریاد از جگر می‌خواند
۱۱
مردم! ای مردم
۱۲
من اگر جغدم، به ویران بوم
۱۳
یا اگر بر سر
۱۴
سایه از فرّ ِ هما دارم
۱۵
هر چه هستم از شما هستم
۱۶
هر چه دارم، از شما دارم
۱۷
مردم! ای مردم
۱۸
من همیشه یادمست این، یادتان باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.