مهدی اخوان ثالث · زمستان

آواز کَرَک

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
« بده ... بدبد ... چه امیدی؟ چه ایمانی؟»
۲
«کرک جان! خوب می‌خوانی
۳
من این آواز پاکت را درین غمگین خراب آباد
۴
چو بوی بال‌های سوخته‌ات پرواز خواهم داد
۵
گرت دستی دهد با خویش در دنجی فراهم باش.
۶
بخوان آواز تلخت را، ولکن دل به غم مسپار
۷
کرک جان! بندهٔ دم باش ...»
۸
« بده ... بدبد... راه هر پیک و پیغام خبر بسته ست
۹
نه تنها بال و پر، بالِ نظر بسته ست .
۱۰
قفس تنگ است و در بسته ست... »
۱۱
«کرک جان! راست گفتی، خوب خواندی، ناز آوازت
۱۲
من این آواز تلخت را ...»
۱۳
«بده ... بدبد ... دروغین بود هم لبخند و هم سوگند
۱۴
دروغین است هر سوگند و هر لبخند
۱۵
و حتی دلنشین آواز ِ جفتِ تشنهٔ پیوند ...»
۱۶
«من این غمگین سرودت را
۱۷
هم آواز پرستوهای آه خویشتن پرواز خواهم داد
۱۸
به شهر آواز خواهم داد... »
۱۹
«بده ... بدبد ... چه پیوندی؟ چه پیمانی؟...»
۲۰
«کرک جان! خوب می‌خوانی
۲۱
خوشا با خود نشستن، نرم نرمک اشکی افشاندن
۲۲
زدن پیمانه‌ای - دور از گرانان - هر شبی کنج شبستانی »
۲۳
تهران، فروردین ۱۳۳۵

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.