بهانه
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلبر به من رسید و جفا را بهانه کرد
۲
افکند سر به زیر، حیا را بهانه کرد
۳
آمد به بزم و، دید من تیره روز را
۴
ننشست و رفت، تنگی جا را بهانه کرد
۵
رفتم به مسجد از پی نظارهٔ رخش
۶
بر رو گرفت دست و، دعا را بهانه کرد
۷
آغشته بود پنجهاش از خون عاشقان
۸
بستن به دست خویش حنا را بهانه کرد
۹
خوش میگذشت دوش صبوحی به کوی او
۱۰
بر جا نشست و، شستن پا را بهانه کرد