شاطرعباس صبوحی · غزلیات

دل گمشده

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گره‌ای از خم آن زلف چلیپا وا شد
۲
هر کجا بود، دل گمشده‌ای پیدا شد
۳
گر به آهوی ختا، نسبت چشمت دادیم
۴
گنه از جانب او نیست، خطا از ما شد
۵
گندم خال تو در خُلد، ره آدم زد
۶
زلف شیطان صفتت راهزن حوا شد
۷
ترک چشمان تو مستند و، دو شمشیر به دست
۸
از دو بد مست یکی شهر پر از غوغا شد
۹
سخن از لعل تو، هر جا که روم می‌شنوم
۱۰
این چه سرّیست که در دوره ما پیدا شد؟
۱۱
یا رب! این خرمن گل چیست که از نکهت او
۱۲
آتشی حاصل و جانسوز من شیدا شد
۱۳
ارنی گفت دلم بهر تماشای رُخش
۱۴
لن ترانی به جواب، از دو لبش گویا شد
۱۵
بی‌سبب رهزن میخانه صبوحی گشته
۱۶
رهزن دین و دلم آن صنم ترسا شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.