شاطرعباس صبوحی · غزلیات

چشم هندو

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یاد از آن روزی که کس را ره در این محضر نبود
۲
ما و دل بودیم و غیر از ما کس دیگر نبود
۳
آشنا با لعل جانبخش تو هر شب تا سحر
۴
وقت مستی جز لب ما و لب ساغر نبود
۵
زلف جادویش چنین جادوگری بر سر نداشت
۶
چشم هندویش چنین طرّار و وحشیگر نبود
۷
جز زبان شانه و دوست من و باد صبا
۸
دست کس با زلف مشکین تو بازیگر نبود
۹
چهر زرد و اشک گلگونم بها و قیمتی
۱۰
داشت در نزد تو و حاجت به سیم و زر نبود
۱۱
دوش در مستی بعزم کشتنم برخاست لیک
۱۲
مردم از حسرت که در دستش چرا خنجر نبود
۱۳
قصّه ها از بی‌وفائیها صبوحی تا ابد
۱۴
بر زبان‌ها رانده شد لیکن مرا باور نبود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.