شمارهٔ ۱۶۹ - فتنههای آشکار
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
فتنهها آشکار میبینم
۲
دستها توی کار میبینم
۳
حقهبازان و ماجراجویان
۴
بر خر خود سوار میبینم
۵
بهر تسخیر خشک مغزی چند
۶
نطقها آبدار میبینم
۷
جای احرار در تک زندان
۸
یا به بالای دار میبینم
۹
ز انتخابات سوء، مجلس را
۱۰
پر ز عیب و عوار میبینم
۱۱
وکلا را به مثل دور ششم
۱۲
گیج و بیاختیار میبینم
۱۳
آلت دست ارتجاع و فاشیست
۱۴
جملگی را قطار میبینم
۱۵
بعد تصویب اعتبار رنود
۱۶
کار بیاعتبار میبینم
۱۷
چند لوطی زکهنه جاسوسان
۱۸
روز و شب گرم کار میبینم
۱۹
پیشبینی که عاقلان کردند
۲۰
بعد ازین آشکار میبینم
۲۱
سفها را به کارهای بزرگ
۲۲
داخل و برقرار میبینم
۲۳
در گلستان به جای کبک و تذور
۲۴
قنفذ و سوسمار میبینم
۲۵
آن که را داده جان به راه وطن
۲۶
بیسرانجام و خوار میبینم
۲۷
وانکه را برد و خورد و خوش خوابید
۲۸
شاد و ایران مدار میبینم
۲۹
ملتی را که شد فرامشکار
۳۰
عاقبت اشکبار میبینم
۳۱
ز انتخاباتشان مسلم گشت
۳۲
آنچه این جان نثار میبینم
۳۳
چاپلوسان و چاکران قدیم
۳۴
روی مجلس هوار میبینم
۳۵
خیل بیعرضگان جاهل را
۳۶
داخل کار و بار میبینم
۳۷
ظاهرا شهپرست و در باطن
۳۸
با عدو دستیار میبینم
۳۹
لیک روز بلیه و سختی
۴۰
همه را در فرار میبینم
۴۱
امتحان را دوبار خوردن زهر
۴۲
جرم بیاغتفار میبینم
۴۳
و آدمی را که ترک تجربه کرد
۴۴
بیتعارف حمار میبینم
۴۵
وانکه ننهاد فرق دشمن و دوست
۴۶
چارهاش انتحار میبینم