Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
ملک‌الشعرای بهار · قصاید

شمارهٔ ۱۷۰ - شب پائیز

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
روز بگذشت و شب تیره بگستردادیم
۲
مسند از حجره به ایوان فکن ای نیک‌ندیم
۳
بادهٔ روشن نیک است همه وقت و سماع
۴
ویژه اکنون که شب تیره بگسترد ادیم
۵
گل اگر چند نمانده است فزون‌، لیک هنوز
۶
مادرگلبن از زادن ناگشته عقیم
۷
گل آذریون رخشنده به شب بر سر شاخ
۸
من درو حیران چون در شجر نار، کلیم
۹
چون نسیم آید گردد چو کمان شاخک بید
۱۰
راست چون تیر شود باز چو بنشست نسیم
۱۱
کرم شب‌تابک از آن تابش خود بیم کند
۱۲
که به نتواند بودن به یکی جای مقیم
۱۳
نیک بنگر به شب تیره دوان از پس روز
۱۴
راست چونان که گدا بر اثر مرد کریم
۱۵
بلعجب تعبیه‌ای کرده به شب چرخ بلند
۱۶
در شگفت آید زین بلعجبی مرد حکیم
۱۷
نیم‌شب انجم افروخته بر چرخ چنانک
۱۸
پاره‌ها زاتش جسته به یکی تیره گلیم
۱۹
وان بنات‌النعش از دور بدان گونه همی
۲۰
گرد هم خاموش اندر شده چون اهل رقیم
۲۱
وان ستاره به فلک بر اثر دیو دوان
۲۲
چون به آب اندر از بیم دوان ماهی سیم
۲۳
کهکشان راست چو زربفتی بیرنگ وکهن
۲۴
خود کهن بوده بدین گونه هم از عهد قدیم
۲۵
تافته ماه و دم عقرب خمیده بر او
۲۶
گوی و چوگان را ماند به کف شاه کریم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.