ملک‌الشعرای بهار · غزلیات

شمارهٔ ۳۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باد بر آن دو سر طرهٔ شبرنگ افتاد
۲
حذر ای دل که میان دو سپه جنگ افتاد
۳
خط بر آن روی نکو دست تطاول بگشود
۴
آه و صد آه که آن آینه را زنگ افتاد
۵
خون دل شد عوض باده به کام من مست
۶
بس که در ساغرم از بام فلک سنگ افتاد
۷
گفتم آید اثری در دلش از ناله و آه
۸
وه که آه از اثر و ناله ز آهنگ افتاد
۹
پیش آن قد خرامنده و آن عارض پاک
۱۰
گل و سرو و چمن از جلوه و از رنگ افتاد
۱۱
داغ هجر است که بینی به دل لاله رسید
۱۲
شور عشق است که بینی به سر چنگ افتاد
۱۳
گفته ی حافظ و سعدی نکند گوش‌ ، بهار
۱۴
هرکه را نسخه‌ای از شعر تو در چنگ افتاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.