ملک‌الشعرای بهار · غزلیات

شمارهٔ ۳۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا به کنج لبت آن خال سیه‌رنگ افتاد
۲
نافه را صدگره از خون به دل تنگ افتاد
۳
آن نه خط است برآن عارض پرنقش و نگار
۴
رنگ محویست که در دفتر ارژنگ افتاد
۵
سیب از آسیب‌جهان‌رست که همرنگ تو شد
۶
گشت نارنج ز غم زردکه نارنگ افتاد
۷
دررهت چشم من از هفته به هفتادکشید
۸
در پی‌ات کار من ازگام به فرسنگ افتاد
۹
نرگس‌ از چشم تو چون برد حسد، کور آمد
۱۰
سرو با قد تو چون خاست بپا، لنگ افتاد
۱۱
از دل گمشدهٔ خوبش فرو بستم چشم
۱۲
تا مرا دامنت ای گمشده در چنگ افتاد
۱۳
دانم اندر دل سخت تو نکرده است اثر
۱۴
نالهٔ من که ازو خون به دل تنگ افتاد
۱۵
کرد چون همره چنگ این غزل آهنگ‌، بهار
۱۶
چنگ دردل زد و با چنگ هم آهنگ افتاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.