شمارهٔ ۴۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
لب لعل تو می فروشی کرد
۲
چشم مست تو بادهنوشی کرد
۳
این خطاها چو دید حاجب حسن
۴
زان خط سبز پردهپوشی کرد
۵
چه پراکنده گفت زلف، که دوش
۶
خم شد و با تو سر به گوشی کرد
۷
راز دل با لبت نگفته، خطت
۸
سر برآورد وتیزهوشی کرد
۹
عاقبت سست گردد اندر هجر
۱۰
هرکه با عشق سخت کوشی کرد
۱۱
خار، هر سرزنش که کرد، بهار
۱۲
غنچهٔ تنگدل خموشی کرد