شمارهٔ ۶۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
میان ابرو و چشم توگیر و داری بود
۲
من این میانه شدم کشته این چه کاری بود
۳
تو بی وفا واجل در قفا و من بیمار
۴
بمردم از غم و جز این چه انتظاری بود
۵
مرا ز حلقه ی عشاق خود نمیراندی
۶
اگر به نزد توام قدر و اعتباری بود
۷
در آفتاب جمال تو زلف شبگردت
۸
دلم ربود و عجب دزد آشکاری بود
۹
به هر کجا که ببستیم باختیم ز جهل
۱۰
قمار جهل نمودیم و خوش قماری بود
۱۱
تمدن آتشی افروخت در جهان که بسوخت
۱۲
زعهد مهر و وفا هرچه یادگاری بود
۱۳
بنای این مدنیت به باد میدادم
۱۴
اگر به دست من از چرخ اختیاری بود
۱۵
میئی خوریم به باغی نهان ز چشم رقیب
۱۶
اگر تو بودی و من بودم و بهاری بود