ملک‌الشعرای بهار · غزلیات

شمارهٔ ۷۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مکن تو با دل من بیش از این به جورسلوک
۲
که ملک زیر و زبر می‌شود ز جور ملوک
۳
لبت به نغمهٔ جان‌بخش چون مسیحا، جان
۴
دهد به پیکر بی‌روح مردم مفلوک
۵
وفا کنی بچشیم و جفا کنی بکشیم
۶
به حکم آن که بتان مالکند و ما مملوک
۷
کند قمر به رخت سجده‌؟ این بود معلوم
۸
رسد به نور رخت زهره‌؟ این بود مشکوک
۹
بهار شاهد من در کمال حسن بود
۱۰
چوآیت و دگران چون قبالهٔ محکوک

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.