ملک‌الشعرای بهار · غزلیات

شمارهٔ ۷۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کسی که افسر همت نهاد بر سر خویش
۲
به دست کس ندهد اختیارکشور خویش
۳
بگو به سفله که در دست اجنبی ندْهد
۴
کسی که نان پدر خورده‌، دست مادر خویش
۵
چه غم عقیدهٔ ما را اگر به قول سفیه
۶
کسی به کشور خود گرد کرده لشگر خویش
۷
در آب و خاک و هواهای خویش آزادیم
۸
رقیب گو بگدازد میان آذر خویش
۹
حقوق نفت شمال و جنوب خاصهٔ ماست
۱۰
بگو به خصم بسوزان به نفت پیکر خویش
۱۱
ز من بهار بگو با برادران حسود
۱۲
به رایگان نفروشد کسی برادر خویش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.