شمارهٔ ۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم
۲
ز بس که داد زدیم آی دزد خسته شدیم
۳
ز عشق دست کشیدیم و بهر کشتن خویش
۴
به پایمردی اغیار دسته دسته شدیم
۵
خراب گشت وطنخواهی از من و تو بلی
۶
میان میوهٔ شیرین زمخت هسته شدیم
۷
سری بهدست شمال و سری به دست جنوب
۸
بسان رشته در این کشمکش گسسته شدیم
۹
چو رشتهای که به جهد از میان گسسته شود
۱۰
جدا شدیم زخوبش و به غیر بسته شدیم
۱۱
ز بیحیایی اغیار و بیوفایی یار
۱۲
به جان دوست که یکباره دلشکسته شدیم
۱۳
من و بهار به نیروی عشق ازین غرقاب
۱۴
بساط خویش کشیدیم و فر خجسته شدیم