شمارهٔ ۷۳ - کوشش و امید ترجمه !ز یک قطعه فرانسه
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جدا شد یکی چشمه از کوهسار
۲
به ره گشت ناگه به سنگی دچار
۳
به نرمی چنین گفت با سنگ سخت:
۴
کرم کرده راهی ده ای نیکبخت
۵
جناب اجل کش گران بود سر
۶
زدش سیلی وکفت: دور ای پسر!
۷
نشد چشمه از پاسخ سنگ، سرد
۸
به کندن دراستاد و ابرام کرد
۹
بسی کند وکاوید وکوشش نمود
۱۰
کز آن سنگ خارا رهی برگشود
۱۱
زکوشش به هر چیز خواهی رسید
۱۲
بههر چیز خواهی کماهی رسید
۱۳
بروکارگر باش و امّیدوار
۱۴
که از یاس جز مرگ ناید بهبار
۱۵
گرت پایداربست در کارها
۱۶
شود سهل پیش تو دشوارها