بنای یادگار
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در دهر بزرگ یادگاری
۲
کردم ز برای خویش بنیاد
۳
بنیاد بنای پایداری
۴
بییاری دست من شد ایجاد
۵
*
۶
*
۷
خار و خس روزگار ناساز
۸
سد کردن راه او نیارد
۹
چون بانی خود ز فرط اعزاز
۱۰
سر پیش کسی فرو نیارد
۱۱
*
۱۲
*
۱۳
ز آسیب زمانه برکنار است
۱۴
کز خاک منست دیر پاتر
۱۵
ستوار و بلند و پایدار است
۱۶
مانند منارهٔ سکندر
۱۷
*
۱۸
*
۱۹
در بربط من شدست پنهان
۲۰
این روح لطیف لایزالی
۲۱
از مردن تن نیم هراسان
۲۲
کاز من نشود زمانه خالی
۲۳
در عرصهٔ پهندشت سقلاب
۲۴
ز آوازهام افتد انقلابی
۲۵
وز جلوه به جلوه گاه مهتاب
۲۶
مشهور شوم چو آفتابی
۲۷
*
۲۸
*
۲۹
تا زنده بود یکی در این بوم
۳۰
تا زنده بود کمیت نامم
۳۱
تا هست سخن به دهر معلوم
۳۲
معلوم جهان بود کلامم
۳۳
*
۳۴
*
۳۵
هر هموطن سرودخوانی
۳۶
گویاست به یاد من زبانش
۳۷
افتد سخنم به هر زبانی
۳۸
آزادی و عشق ترجمانش
۳۹
*
۴۰
*
۴۱
با بربط خود به جنبش آرم
۴۲
هر شش جهت و چهارسو را
۴۳
واندر دل خلق زنده دارم
۴۴
اخلاق و عواطف نکو را
۴۵
*
۴۶
*
۴۷
در ساحت این زمانه تار
۴۸
رحم از دل من فکند سایه
۴۹
حریت و انقلاب افکار
۵۰
از گفتهٔ من گرفت مایه
۵۱
*
۵۲
*
۵۳
ای طبع سخنسرای من، خیز
۵۴
تا در ره حق شوی سخنساز
۵۵
اندیشه مکن ز خنجر تیز
۵۶
مغرور مشو به تاج اعزاز
۵۷
*
۵۸
*
۵۹
تا بیخردان به آزمایش
۶۰
مستیز و ره وقار بگزین
۶۱
فارغ ز نکوهش و ستایش
۶۲
خونسرد بهآفرین و نفرین
۶۳
*
۶۴
*
۶۵
بر بربط خود بناز بنشین
۶۶
کن با پر و بال نغمه پرواز
۶۷
وز خاک برآ به اوج پروبن
۶۸
پرکن همهٔ فضا از آواز
۶۹
*
۷۰
*
۷۱
تا اختر نحس نامرادی
۷۲
این پنبه زگوش خود برآرد
۷۳
وز چشم فلک ز فرط شادی
۷۴
اختر عوض سرشگ بارد