حکایت در بخل و امساک
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چون به شاهی نشست پور زبیر
۲
بود جمع اندرو هزاران خیر
۳
پس مرگ یزید نامهسیاه
۴
گشت صافی جهان به عبدالله
۵
منقرض گشته دولت علوی
۶
متزلزل حکومت اموی
۷
بود در زیر حکم و فرمانش
۸
از در مصر تا خراسانش
۹
لیک با آنهمه جلالت وفر
۱۰
بود مردی بخیل و تنگنظر
۱۱
گشت روزی مکدر از اصحاب
۱۲
بر سر انجمن نمود عتاب
۱۳
کفت خوردید جمله تمر مرا
۱۴
لیک عاصی شدید امر مرا
۱۵
چون بدیدند بخل و امساکش
۱۶
بکشیدند سر ز فتراکش
۱۷
شد تنش تیر طعنه را آماج
۱۸
گشت مقتول لشکر حجاج
۱۹
شه که خرماش را شمار بود
۲۰
لاجرم نزد خلق خوار بود
۲۱
شاه را رادی و سخا باید
۲۲
تا که محبوب شیخ و شاب آید