زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۳۰۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری
۲
چگونه رطل گران خوار را به دست آری
۳
به جان من به خرابات آی یک لحظه
۴
تو نیز آدمیی مردمی و جان داری
۵
بیا و خرقه گرو کن به می فروش الست
۶
که پیش از آب و گلست از الست خماری
۷
فقیر و عارف و درویش وانگهی هشیار
۸
مجاز بود چنین نام‌ها تو پنداری
۹
سماع و شرب سقاهم نه کار درویش‌ست
۱۰
زیان و سود کم و بیش کار بازاری
۱۱
بیا بگو که چه باشد الست عیش ابد
۱۲
ملنگ هین به تکلف که سخت رهواری
۱۳
سری که درد ندارد چراش می‌بندی
۱۴
چرا نهی تن بی‌رنج را به بیماری

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

خرابات

به‌کارگیری نماد ← خرابات

Matched curated alias: خرابات; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira